آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پشت صحنه دنیای ما  چاپ
تاریخ : یکشنبه 26 دی ماه سال 1389

توی پشت صحنه ای دنیای ما  

خوبی و بدی میمونه یادگار  

زندگی برای ما یه خاطره است 

 از تمام قصه های روزگار

زندگی ...  چاپ
تاریخ : شنبه 25 دی ماه سال 1389
زندگی با همه وسعت خویش مسلک ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند


ژاله اصفهانی  چاپ
تاریخ : شنبه 4 دی ماه سال 1389

شاد بودن هنر است
شاد کردن هنری والاتر

گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندیِ ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته بجاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

هر کس به طریقی دل ما...  چاپ
تاریخ : دوشنبه 21 تیر ماه سال 1389

هرکس به طریقی دل ما میشکند ****** ما هم به طریقی دلشان میشکنیم

------------------------

مرد به خدا میگوید: چرا زن را زیبا آفریدی؟

خداوند میگوید: بخاطر اینکه تو دوستش داشته باشی

دوباره میپرسد که چرا ناقص العقله؟

خدا هم در جواب میگه؟

بخاط اینکه تو را دوست داشته باشد؟!!


دوست معمولی و حقیقی  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 10 تیر ماه سال 1389

دوست معمولی هیچگاه نمیتواند گریه تورا ببیند. دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود. دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمیداند. دوست واقعی شاید تلفن آنها را جایی نوشته باشد. دوست معمولی یک جعبه شکلات برای مهمانی تو میآورد. دوست واقعی زودتر به کمک تو می آید و تا دیر وقت برای تمیز کردن میماند. دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت میشود. دوست واقعی میپرسد چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری؟

روز مادر مبارک  چاپ
تاریخ : دوشنبه 24 خرداد ماه سال 1389

مادرم روزت مبارک

امیدوارم شاد و موفق باشی


http://s1.picofile.com/chaikhana/Pictures/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1.jpg

به یاد قدیما  چاپ
تاریخ : شنبه 15 خرداد ماه سال 1389
یاد عهدی که شدم صید تو صیاد بخیر
سر وکارم ز چمن با قفس افتاد بخیر


یاد ایام جوانی و غزل خوانی و عشق
که صبا مژده وصل تو به من داد بخیر


یاد آن قصر بلندی که به صد خون جگر
من بنا کردم و کندی تو ز بنیاد بخیر
شعر  چاپ
تاریخ : دوشنبه 23 فروردین ماه سال 1389

اصلا چرا دروغ، همین پیش پای تو

 

گفتم که یک غزل بنویسم برای تو

 

احساس می کنم که کمی پیرتر شدم

 

احساس می کنم که شدم مبتلای تو

 

برگرد و هر چقدر  دلت خواست بد بگو

 

دل می دهم دوباره به طعم صدای تو

 

از قول من بگو به دلت   نرم تر شود

 

بی فایده ست این همه دوری ، فدای تو!

 

دریای من ! به ابر سپـردم بیـاورد :

 

یک آسمان ،  بهانه ی باران برای تو

 

ناقابل است ، بیشتر از این نداشتم

 

رخصت بده نفس بکشم در هوای تو

مصاحبه با خدا!  چاپ
تاریخ : سه شنبه 17 فروردین ماه سال 1389

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟

پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.

خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن داری که دوست داری از من بپرسی؟

من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟

خدا جواب داد:

- اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.

- اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.

-اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.

- اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.


دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...

سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه درسهایی در زندگی بیاموزند؟


خدا پاسخ داد:

- اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزیدن واقع شوند.

- اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند.

- اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند.

- اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.

- یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که نیازمند کمترین ها است.

- اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.

- اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

- اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز ببخشند.

با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟

خدا لبخندی زد و گفت:

فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه"

 

جالب ترین ماهی دنیا  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 28 بهمن ماه سال 1388

اکسولوتل( Axolotl ) مخلوق کوچک و ناشناخته که محبوبیت زیادی بعنوان یک حیوان خانگی دارد. این حیوان به “ماهی راه رونده مکزیکی” مشهور است، اکسولوتل همانند قورباغه و وزغ واقعا دوزیست است. معمولا تولید مثل دوزیستان با تولید تخم و تبدیل تخم به لارو و بعد بالغ شدن همراه است درحالی که اکسولوتل در تمامی عمرش لارو باقی میماند و اگر رشد کند بالغ نمی شود. اکسولوتل خویشاوندی نزدیکی با سمندر مکزیکی دارد، سمندر در جزیره زندگی میکند اما اکسولوتل کاملا وابسته به آب می باشد. هر دو آنها دارای شش میباشند اما تنفس اصلی آنها بیشتر از آبشش است که در طول بدن و در میان پوستشان قرار دارد.  اکسولوتل فقط هر دو یا سه روز یکبار نیاز به غذا دارد. غذای آنها تشکیل شده از بچه قورباغه(لارو قورباغه)، حشره نرم، کرم و ماهیان کوچک همچنین گوشت خام چرخ کرده را نیز میتوانند بخورند.

آکواریومی که شامل اکسولوتل باشد باید حداقل 15 تا 20 سانتیمتر عمق و بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد دما داشته باشد. هیچ ماهی دیگری نباید در آکواریوم باشد چون ازطرف اکسولوتل مورد حمله قرار گرفته، خورده یا زخمی میشود، همچنین اگر تعداد زیادی اکسولوتل در تانک باشد حتما با هم درگیر میشوند.

خوش شانس! اگر شما یک اکسولوتل دارید که پایش را از دست داده است نگران نباشید چون دوباره پایش رشد میکند!

اکسولوتل در ترمیم اعضاء بدنش در بین مخلوقات معروف است، آنها میتوانند قسمتهای آسیب دیده بدنشان را احیا کنند یا در صورت قطع شدن آن اعضاء دوباره آنرا اضافه کنند. دم، پوست و هر عضو عمده بدنشان مثل قلب، جکر و کلیه قابل ترمیم یا اضافه شدن است.

اکسولوتل بیشتر طوسی و قهوه ای است ولی به رنگهای طلایی آلبینو (طلایی شفاف) ، سفید شفاف، سیاه شفاف و خالدار نیز یافت می شود.

اکسولوتل میتواند بین 20 تا 40 سانتیمتر رشد کرده همچنین بین 10 تا 15 سال عمر کند.

 


جدید ترین یوزر نیم و پسورد روزانه آنتی ویروس NOd 32  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 28 بهمن ماه سال 1388

Username: EAV-25831345

Password :n63turuxbh


Username: EAV-25831342

 Password :72avnd7t4s


Username: EAV-25831350

 Password :vmtv8bachd


Username: EAV-25827172

Password :dmr3pxfupf


Username: EAV-25827173

 Password :j6xbuv6cd4


Username: EAV-25830551

Password :vpj6fp477n

شعری از شهید اسماعیل بلخی  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 22 بهمن ماه سال 1388

گفتم به مسلمان که دلت از چه غمین است

گفتا که برادر غم من خود غم دین است

دین بود که ما را به جهان عز و علی داد

آواز وی امروز ز غربت به طنین است


 

ادامه ...
فصل زمستان  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 21 بهمن ماه سال 1388

دوباره فایل ورد را باز میکنم و انشای خود را آغاز میکنم. البته بر همگان واضح و مبرهن است که فصل زمستان فصل خیلی خوبی است و به نظر ما این فصل یکی از چهار فصل خوب سال می باشد، ما زمستان را به چند دلیل خیلی دوست داریم که مهمترین دلیلش هم این است که شب بخاری را آتش کنیم و همه دروش جمع بشیم و بگیم و بخندیم. البته اگر از بعد کارشناسی هم به این فصل نگاه کنیم میتوانیم فواید دیگری هم ببینیم! و چون گاردمان بگفته خودش یکی از کارشناسان خبره در امر زمستان میباشد! ما نیز اطلاعاتمان در مورد این فصل زیاد است! برفهایی که در زمستان میبارند به چند دسته تقسیم شده اند که ما با استفاده از اطلاعات گاردمان آگاهی زیادی نسبت به آن داریم! گاردمان به وقت بارش برف با یک پاروی خیلی خوب میرود و برفهای خانه های مردم را پارو میکند و از این راه پول خوبی بدست می آورد و به همین خاطر است که برف را خوب میشناسد و میتواند حسابی برایمان در مورد نوع برف صحبتهای کارشناسی کند و همچنین بخاطر آب خراب قلعه نو برفها را جمع کند تا بتواند یک مقدار آب شیرین چمع کند و به گفته خودش چای چرسکی با چوب نیم تر دم کند البته زمستان مشکلاتی هم دارد که مهمترینش سردی هوا می باشد که که رفت و آمد در هوای منفی 10 درجه زیر صفر با پای پیاده و کفشهای تر به دفتر و خانه، در این شرایط هم انسان باید به فکر راه چاره باشد با تمام اینها فصل زمستان فصلی است که باید قدرش را دانست.

.


 

 

عکسهای یادگاری در شهر قلعه نو  چاپ
تاریخ : شنبه 17 بهمن ماه سال 1388

دیروز جای شما خالی رفته بودیم به اصطلاح عام چکر....

وسط زمستان و ای چه هوای گرم

بی تو زمستان گرمی باز به آن پارک رفتم

فکر نکن هوا سرد است ......................       شما پرش کنید!


9816lyueqwuglaapv3u.jpgrf8epi85aiqakku8733v.jpglnqsnb1oah4b5enqyuu.jpg8iklbmh2vnxuku9ra18.jpg


یاد لیلیه بخیر  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 14 بهمن ماه سال 1388

یاد لیلیه بخیر دیشب تا صبح خواب لیلیه را میدیدم چون آخر هفته بود و فکر میکردم مهدی طهماسی با سروصدا داخل میشه و اول میره سراغ سید حکیم و بعدش سروصدا از هر طرف بلند میشه، جواد: او بچه تو از خانه بیرون کده؟ امده موره ده خو نمیلی.

بو علی: هه هه هه بچش میای زورخو ره دزمو مالوم مونی؟

نادز: آخ آخ نکو بچش ماره خو بیلو!

هه هه هه 

خلاصه یادش بخیر هم روزهای خوبی بود و هم روزهای بدی!


دلتنگی


   1      2      3      4      5      6      7    >>